میزان مطابقت قرآن و کتب مقدس با علم
یکی از زمینههای مناسب بررسی و ارزیابی متون کتب مقدس، میزان مطابقت آنها با یافتههای علمی جدید میباشد؛ یافتههایی که عقل ابزاری بشر با روشهای تجربی و کاملاً فیزیکی به دست آورده است و با دهها آزمایش به ثبات و قطعیت رسیده است.
این امر، یک اصل معقول است زیرا اگر ادعا آن باشد که متون این کتب، وحی الهی بوده و از جانب خداوند، (خالق این عالم فیزیکی)، نازل(بیان) شده باشد، حتماً باید با یافتههای مسلم علمی، مطابقت داشته باشد. چون هیچکس از خالق به مخلوق خویش آگاهتر نیست و این قابل قبول نخواهد بود که وحی الهی با مسلمات علمی و یافتههای متقن پژوهشهای انسانی مغایرت داشته باشد و گر نه باید قائل شویم که یا خالق جهان در شناخت مخلوقاتش دچار اشتباه گردیده و یا ماهیت دنیا دگرگون گشته است و هر دو این احتمالات، غیرمعقول هستند. سنت آگوستین مشهورترین پدر روحانی لاتینی در مسیحیت در قرن پنجم، در خصوص ضرورت تطبیق متون کتب مقدس با دادههای علمی جدید، در نامه شماره 82 خود، صریحاً این اصل را بیان نموده و بر آن صحه گذارده است.
اینک در این مقال تلاش میشود تا با بررسی چهار کتاب مقدس اوستا، عهد قدیم، عهد جدید و قرآن، که مورد وثوق خیل کثیری از انسانهای جهان امروز میباشند با دیدی تطبیقی، میزان مطابق تعالیم و مطالب ارائه شده در هریک را با یافتههای علمی جدید، ارزیابی نماییم تا ارزش و حقانیت هریک مشخص گردد.
اوستا و حقایق قطعی علوم تجربی
شاید مقایسهای بین اوستا و دانش جدید(دانش قطعی علوم تجربی) چندان قابل فهم به نظر نرسد، اما اگر معتقد باشیم که اوستا یک کتاب مقدس است و حاوی معارفی مسلم از حقایق هستی میباشد طبعاً باید بین آنچه که در آن از حقایق هستی بیان شده با آنچه هم اکنون از یافتههای مسلم علمی به دست آمده است تطبیقی وجود داشته باشد وگرنه باید قائل شویم که یا ماهیت دنیا دگرگون شده است و یا خالق جهان در شناخت آنچه خلق نموده دچار اشتباه گردیده است.
از بررسی اجمالی اوستا میتوان دریافت که متون اوستایی در این تقابل چندان موفق نیست. مخصوصاً در مورد احکامی که در نسک وندیداد از زبان اهورا مزدا که سرور خرد نامیده شده بیان گردیده است. در اینجا به شواهدی اشاره میشود.
1- دوگانگی موجودات در جهانشناسی زرتشت
الف: در یک تصویر کلی، آنچه از جهانشناسی زرتشتی در اوستا، به دست میآورد این است که جهان هستی، مخصوصاً جهان مادی، از مجموعهای دوپاره تشکیل یافته است. این تفکیک بر اساس جناحبندی ارزشی میباشد که بین پیروان اهورامزدا و پیروان اهریمن برقرار است. این جناحبندی در بین موجودات صفوف معین و منظمی به وجود آورده است. هریک از این دو گروه از راه خود و از تعالیم ربالنوع خود پیروی مینمایند. پیروان«اشه» (نیکی) از اهورامزدا و پیروان«دروج» (پلیدی) از اهریمن مطابعت میکنند. این تفکیک و صفآرایی در بین موجودات جهان(چه مینوی و چه گیتوی) کاملاً مشهود است و هر گروهی در پی تسلط بر دنیا میباشند.
اما این دوگانهگرایی، در باورهای علمی کنونی چندان مورد تایید نیست. یکپارچگی موجودات دنیا و ارتباط معقول بین آنها (مانند زنجیره غذایی و اکوسیستمهای زیستی) از یافتههای مسلم علمی است و با جناحبندی موجودات مخصوصاً در مورد حیوانات به پیروان اهورامزدا و پیروان اهریمن، سازگار نیست. مانند تفاوت و تغایری که بین گاو و سگ که از موجودات نیکو در اوستا میباشند و یا سگ آبی که پاکترین همه سگان و حلقه پیوند میان خدا و سگان محسوب میگردد با حیواناتی مانند خارپشت که بسیار بدسرشت بوده و ماهیتی اهریمنی دارد.
ب: در جهانبینی زرتشتی، جهان هستی از لحاظ ماهیتی از دو مجموعه متفاوت تشکیل شده است که یک قسمت آن مادی به نام گیتی و یک قسمت آن روحانی میباشد که مینو نامیده میشود. هر یک از این دنیاها دارای موجودات متعددی هستند.1
در عالم گیتی موجودات مادی مانند انسان و دیگر موجودات هستی زندگی میکنند و در عالم مینو موجودات روحانی مانند امشاسپندان(فرشتگان مقرب) و ایزدان(فرشتگان کارگزار) و دیوان(جنود اهریمن) وجود دارند که تمام امورات جاری در جهان از کارکرد آنها نشأت میگیرد این بدین معناست که:
اولاً عوامل طبیعی جای خود را به کارکرد موجودات مینو مانند امشاسپندان و ایزدان در امور خیر و دیوان اهریمنی در امور شر داده است. در حالی که این امر با اصول مسلم فلسفی مانند سنخیت علت و معلول و ضرورت علی و معلولی کاملاً در تغایر است.
ثانیاً تعارض کارکرد آنان با یکدیگر مخصوصاً بین امشاسپندان و دیوان، عرصه حیات را به صحنه مبارزه دائمی و مستمر بدل نموده است که با یافتههای علمی کنونی قابل تصور نیست. البته شاید در یک دید عوامانه برخی پدیدهها شر و برخی خیر لحاظ گردند لیکن علم تجربی متقن، اذعان دارد که همه رویدادهای طبیعی ساختاری یک سویه و وجودی ضروری دارند و تماماً از عوامل طبیعی و قابل پیشبینی برخوردار هستند. از دید علمی وقوع پدیدههای به ظاهر ناگوار، مانند زلزله، آتشفشان، سیل و امثال آن، برای حیات جهان و موجودات آن لازم و ضروری مینماید.
2- اطلاعات ناصحیح از عالم هستی و طبیعت
الف: بنابر آنچه که از اوستا و اسطورههای آن برمیآید، تاریخ جهان تنها بر دوازده هزار سال محدود میگردد که در سه هزار سال اول اهورامزدا به خلقت مینویی(روحانی) جهان پرداخته و امشاسپندان و ایزدان مینوی را خلق نموده است و سپس به آفرینش جهان مادی: آسمان، آب، زمین، گیاه، حیوان و مردم پرداخته است. در سه هزار سال دوم، اهورامزدا برای مینوهای جهان مادی، تن(جسم) آفرید و ..... اما این در حالی است که یافتههای علمی ثابت ساخته که حداقل5/4 میلیارد سال از تولد منظومه شمسی و زمین میگذرد. لذا به هیچ عنوان نمیتوان بر دادههای اوستایی در این خصوص اعتماد نمود.
ب: از امثال اینگونه مطالب در اوستا کم و بیش دیده میشود. مثلاً در نسک یشتها از قول اهورامزدا میخوانیم که: ای سپیتمان زرتشت! نخستین کوهی که از زمین برکشیده شد، البرز بلند است که همه سرزمینهای باختری و خاوری را فراگرفته است.
اما این امر با دادههای زمینشناسی مطابقت ندارد چون اگر منظور کل کره زمین باشد کوههای متعددی یافته شده است که بسیار کهنتر و قدیمیتر از کوه البرز میباشد. چنانکه بنا بر یافتههای زمینشناسی، در دوران سنوزوئیک به دلیل آتشفشانهای فراوان در روی زمین، کوهزایی شدید پدید آمد و پیدایش نهایی پستیها و بلندیها در فلات ایران نتیجه فعالیتهای اواخر میان دوره ترشیاری از دوران سنوزوئیک است. رشته کوههای البرز و زاگرس در این دوره شکل گرفتند (پیش از تاریخ ایران، حمید خطیب شهیدی) و حتی اگر منظور از عبارت «این زمین» سرزمین ایران باشد که بعید به نظر میرسد باز در فلات ایران و آسیای میانه کوههای کهنتر از این کوه وجود دارد.
3- احکام غیرمعقول و مغایر با علم
در اوستا، احکام غیرمعقول و غیرعلمی دیده میشود که بطلان آن از لحاظ یافتههای علمی جدید، محرز است مانند اینکه «ادرار گاو نر از مطهرات است و کثافات مرده مانند بول و منی ... اشیا را پاک میکند.» یا اینکه «کسی که مرده حیوانی را نزدیک آتش ببرد برای همیشه نجس میشود.» (اوستا، وندیداد، فرکرد7)از اینگونه احکام در نسک وندیداد که یکی از مهمترین بخشهای اوستا و شالوده شریعت زرتشتی میباشد، نمونههای متعددی وجود دارد.
عهد قدیم و میزان مطابقت آن با علم
در این خصوص بوریس بوکای محقق فرانسوی میگوید: اصولاً تعداد کمی از موضوعاتی که در عهد قدیم مورد شرح و بسط قرار گرفتهاند، این امکان را دارند که با دادههای دانش جدید مورد مقایسه قرار گیرند، اما در آن مواردی که با ناسازگاری عهدین و علم مواجه میشویم، مربوط به مطالبی میشود که میتوان آنها را مهم دانست. از نظر منطقی میتوان در عهدین تعداد قابل ملاحظهای تضادها و دوری از حقیقتها را بیرون کشید اما آشکارترین ناهماهنگیها با دانش نو، در تورات2 در سفر تکوین یا پیدایش وجود دارد و مربوط به سه نکته اساسی زیر میباشند:
- آفرینش جهان و مراحل آن
- تاریخ آفرینش جهان و تاریخ پیدایش انسان روی زمین
- داستان طوفان نوح علیهالسلام
در اینجا به دلیل رعایت اختصار تنها به یکی از این اختلافها اشاره مینمایم.
1- تاریخ خلقت عالم و تاریخ پیدایش انسان روی زمین
بوکای3 میگوید که «تقویم یهودی که موافق با دادههای عهد قدیم تدوین شده خلقت عالم و انسان را با دقت تعیین نموده است. نیمه دوم سال میلادی مسیحی 1975 مطابق با آغاز پنجهزار و هفتصد و سی و ششمین سال پیدایش جهان است. انسان که خلقتش چند روز بعد (از عالم) است همان قدمت را در تقویم یهودی دارد در این زمانبندی یهودی، خلقت عالم حدود 37 قرن پیش از میلاد مسیح میباشد. اما دانش نو زمان ایجاد منظومه شمسی را چهار و نیم میلیارد سال پیش تخمین میزند. همچنین خلقت انسان که طبق دادههای علمی بسیار پس از خلقت هستی و حتی زمین بوده است نشاندهنده فاصله زمان فاحشی بین دادههای وحیگونه تورات و یافتههای علمی است. این مسئله در خصوص فاصله تاریخی از آدم تا ابراهیم و از ابراهیم تا مبدأ مسیحی نیز وجود دارد. 4
2- برتری یک نژاد بر دیگر مردمان عالم
کتابهای مقدس عبری تماماً بر تفاوت و برتری قوم بنیاسرائیل نسبت به دیگر اقوام مردم دنیا تاکید دارد، این امر آنچنان جدی و قطعی لحاظ گردیده که در شالوده جهانبینی آنها از جایگاه اساسی برخوردار گشته است. حتی هماکنون نیز این تصور عامل بروز بسیاری از جهتگیریهای سیاسی و نظامی صهیونیستهای یهودی میباشد. در صورتی که این دیدگاه نه تنها مورد تایید ادیان دیگر مخصوصاً اسلام نمیباشد5 بلکه از هیچ پشتوانه علمی نیز برخوردار نیست و هیچ تحقیقات علمی بر این امر صحه نگذارده و نمیگذارد.
عهد جدید و حقایق قطعی علم تجربی
چنانکه اشاره شد هرچند سنت آگوستین در نامه شماره 82 خود صریحاً در خصوص ضرورت تطبیق متون کتب مقدس با دادههای علمی جدید تاکید نموده است. اما آباء کلیسا با توسعه علم، به مرور وجود اختلافاتی را بین کتاب مقدس و یافتههای علمی مشاهده نمودند که به هیچ عنوان با یکدیگر قابل جمع نبوده و نیستند. لذا تصمیم گرفتند که دیگر به هیچ وجه، مقارنتی بین علم و کتب مقدس به عمل نیاورند. این رویکرد به مرور وضع دشواری پدید آمد و باعث گردید ایمان و علم از یکدیگر دور شده و در مواردی حتی در تعارض قرار گیرند. در این راستا در موارد بسیاری مفسران کتاب مقدس و دانشمندان رو در روی هم قرار گرفتند و همدیگر را تکفیر نمودند؛ مانند برخورد کلیسا با گالیله و کپرنیک.
البته باید تذکر داد که در انجیل6 عبارات خیلی کمی یافت میشوند که امکان مطابقت با دادههای دانش نو را ندارند. از بارزترین این تناقضات در انساب عیسی علیهالسلام است. بوکای میگوید: من شخصاً با کمال میل باور میکنم که عیسی علیهالسلام توانسته باشد جذامی را شفا بخشد ولی نمیتوانم قبول نمایم و متنی را معتبر تلقی کنم که فقط 20نسل بین انسان نخستین و ابراهیم قائل است. این مسائل شارحان مسیحی را بینهایت به زحمت انداخته است زیرا از اینکه به وضوح حاصل تخیل بشری را ببینند امتناع میورزند. همین تخیل بشری که سابقاً الهامبخش مصنفان روحانی سفر «پیدایش» بوده است، در قرن چهارم پیش از میلاد نیز برای نسبنامههایشان در مورد آدمیان اولیه، موجب الهامگر متی و لوقا- در مورد آنچه که از عهد قدیم اقتباس کردهاند- شده است.
اساساً نسبنامههای مربوط به مردان در مورد عیسی هیچ مفهومی ندارد. اگر میبایستی نسبنامهای به عیسی نسبت داد که از لحاظ زیستشناختی بدون پدر بوده است. باید این نسبنامه به مریم نسبت داده شود چون عیسی پسر منحصر به فرد مریم تلقی میشود.7
علاوه بر این تضادها بوکای موارد متعددی را در حکایات اناجیل ذکر میکند که دور از حقیقت مینمایند. مانند روایات مصائب مسیح، ظهور متعدد عیسی پس از مرگ و برخاستن او از قبر و ... که جهت رعایت اختصار از ذکر آن چشمپوشی مینمایم.
قرآن و حقایق قطعی علم تجربی
در این عرصه قرآن جایگاه منحصر به فردی دارد. هیچ کتب مقدسی مانند قرآن با علم و یافتههای مسلم آن مطابقت ندارد. آیات متعددی در قرآن وجود دارد که به جزئیات عالم هستی پرداخته و اطلاعات علمی خاصی درباره آنها بیان داشته است. قرآن پژوهان اسلامی و حتی غیراسلامی در تحقیقات خود بارها به شرح و تطبیق اینگونه آیات با یافتههای علمی معاصر پرداختهاند.8
قرآن پژوه مسیحی دکتر بوریس بوکای در کتاب خود به نام مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم در این خصوص بیان میدارد که: مطابقت متون کتب مقدس با دادههای علمی، همواره برای انسان یک موضوع قابل تفکر بوده است. عقلاً مطابقت بین کتب مقدس و علم، عنصر لازمی برای اصالت متون مقدس میباشد. زیرا نمیتوان پذیرفت که یک وحی خداوندی امری کاملاً ناصحیح را بیان کند. وگرنه منطقاً باید به ساختگی بودن عباراتی از کتاب مقدس که پدیدههای غیرقابل علم را شرح میدهند رأی داد.
وی در بیان دیگر میگوید: من بدون هیچگونه پیش داوری و با واقعبینی تمام وحی قرآنی را جهت بدست آوردن درجه سازگاری آن با دادههای دانش نوین، بررسی کردم. از طریق ترجمهها میدانستم که قرآن هرگونه پدیده طبیعی را متذکر میگردد لیکن جز اطلاع مختصری از آن نداشتم. با بررسی بسیار دقیق متن عربی، صورتی از آنها تهیه کردم و در پایان برایم روشن شد که قرآن هیچ مطلبی را که از نظر علمی عصر جدید، انتقادپذیر باشد، ندارد.
برای تفهیم بیشتر شاهد مثالهایی از آیات قرآن میآوریم که در آن به جزئیات حقایق علمی اشاره و یا توجه شده است.
- عدم خلل در آسمانها و زیور بودن ستارگان برای آن(سوره ق،6)
- خلقت آسمان، بدون ستون(سوره لقمان،10)
- گرانش(جاذبه) و نظم حرکت ماه و خورشید(الرحمن،5 و ابراهیم،33 و زمر،5)
- وجود مدار مخصوصی برای خورشید و ماه(یس،40)
- تکامل جهان و حرکت کل منظومه شمسی(یس،38)
- انبساط جهان(ذاریات،47)
- حرکت زمین و بستر زندگی(طه،53 و34)
- بیان اکوسیستم آبرسانی در دنیا(ق،9-11)
- بادها عامل باروری ابرها(مومنون،18 و فاطر،9)
- اثر ارتفاع بر تنفس(انعام،125)
- الکتریسیته جوی(رعد،12و13 و نور،43) و بسیاری از حقایق دیگر.
باید توجه داشت که بسیاری از این حقایق هستیشناسانه(فیزیکی) در زمان نزول قرآن، شناخته شده نبودند و بیان آنها در 1400 سال قبل کاملاً جنبه اعجاز داشته است. علاوه بر این آیات قرآن حقایق شگرف دیگری را بیان میدارد که علم درباره آنها، هنوز سخنی ندارد، حقایق مانند تسخیر فضا، موجودات فضایی، تعدد جهانها(الفرقان،61) و... 9
این ویژگی واقعگرایانه تعالیم قرآن و توجه به جزئیات عالم هستی، خود گواهی بر کاربردی بودن آن نیز میباشد که بحث مستقلی میطلبد.
نتیجه
قرآن کلمه نهایی حق است که ثابت و تغییرناپذیر میباشد. کلام آن حقیقتی قطعی، مسلم و مصادف با واقع است. به گونهای که آیات آن هیچگاه مورد نقض یافتههای علمی قرار نمیگیرد و هیچگونه اشتباه در حقایقی که بیان مینماید وجود ندارد. اگر هم به ظاهر بعضی آیات و معارف آن با برخی باورهای کنونی علمی تفاوت یا تزاحم دارد، یا به دلیل عدم درک دقیق مفهوم آیات است و یا هنوز ضعف علمی در آن نظریه وجود دارد.10 البته علمای قرآنشناس و مفسرین آن، بارها با بیان مصادیق تاریخی و تحلیلی، شواهدی را در اثبات این امر ارائه نمودهاند که در اینجا مجال ذکر آن نیست.
اصولاً تعالیم اسلام بر خلاف یهودیت و مسیحیت همواره تاکید داشته که بین دادههای کتاب مقدس(قرآن) و پدیدههای علمی توافق کامل وجود دارد و بررسی متن وحی قرآن در عصر جدید هم باعث تجدیدنظر در این امر نشده است.
هرآنچه در این قرآن از حقایق هستی ذکر شده است از نظر علمی انکارپذیر نمیباشد و این امر با سختگیری قرآن که همواره دستور میدهند در تشخیص حقایق و صحت مطالب(احادیث) به علم و عقل رجوع شود، تاکیدی موکد میباشد.(گزیدهای از مقدمه بوریس بوکای)
پینوشتها
1- البته این تقسیمبندی در کتب آسمانی دیگر(مخصوصاً قرآن) نیز وجود دارد و موجودات مجرد از ماده(روحانی) در عالم«غیب» و موجودات مادی در عالم «شهود» وجود داشته و کارکردهایی مخصوص خود دارند، اما این بدان معنا نیست که کارکرد عوامل طبیعی در بروز پدیدههای طبیعی نادیده گرفته شود.
2- لازم به ذکر است که در این جا جهت اختصار تنها به بررسی بخش تورات پرداخته شده است. چون اصیلترین بخش عهد قدیم تورات است. (در قرآن نیز تنها به تورات اشاره شده نه به بخشهای دیگر عهد قدیم) هرچند بخشهای دیگر نیز دارای مطالب غیرمعقول و غیرعلمی متعددی هستند. 3- دکتر بوریس بوکای، یکی از محققین فرانسوی مسیحی میباشد که در خصوص کتب مقدس ادیان تحقیقات گستردهای داشته است. وی در عین حال که یک پزشک جراح است. یک قرآنپژوه مسیحی فرانسوی نیز میباشد. او پس از آموختن کامل زبان عربی به بررسی دقیق و کامل قرآن پرداخت و با مطالعه تطبیقی که بین تورات و انجیل و قرآن داشته است هریک را با یافتههای علمی روز مقایسه نموده و به نتایج جالب توجهی رسیده است.
4- برای مطالعه بیشتر و شناخت موارد دیگر میتوانید به کتاب مقایسهای بین تورات، انجیل، قرآن و علم نوشته بوریس بوکای انتشار نشر فرهنگ اسلامی از صفحه38-55 مراجعه نماید.
5- البته در قرآن بیان شده که قوم بنیاسرائیل قوم برگزیده بودهاند اما نه به این معنا که آنها برتری ذاتی و ارزشی داشتهاند بلکه آنها قوم مورد آزمون الهی بودهاند. قرآن انسانها را یکسان میداند و برتری هرکس را بر دیگری بر تقوای الهی بیشتر و نزدیکی به خداوند میداند.(حجرات/13)
6- لازم به ذکر است که آنچه به عنوان کتاب مقدس در عهد جدید مطرح است بنابر ماهیت آن تنها مختص به اناجیل میباید تلقی شود. در قرآن نیز تنها به انجیل اشاره شده نه به بخشهای دیگر عهد جدید مانند اعمال رسولان، نامهها و مکاشفات. این بخشها چندان ربط واقعی به کلام و بیان عیسی مسیح ندارند. در اینجا ما به بررسی اصیلترین بخش عهد جدید که همان اناجیل است بسنده مینماییم. هرچند بخشهای دیگر نیز دارای مطالب غیرمعقول و غیرواقعی و علمی متعددی هستند.
7- در اناجیل، عیسی از نوادگان داود و ابراهیم خوانده میشود. چنانکه در انجیل متی باب 1 بند 17-1 نسینامهای از ابراهیم تا داود و از او تا یوسف شوهر مریم نقل میگردد و در انتها نام مریم را ذکر کرده و عیسی را اینگونه نوه ابراهیم و داود میخواند.
8- از قرن نوزدهم میلادی، پس از آغاز تحقیقات علمی در خصوص دینشناسی، تحقیقات بسیاری درباره متن و تاریخ قرآن صورت پذیرفت، و این روند همچنان ادامه دارد چنانکه در جهان غرب و دنیای مسیحی کنونی مراکز علمی بزرگ و مهمی برای مطالعات اسلامی مخصوصاً در دانشگاههای مهم برپا گردیده است. مانند مرکز مطالعات اسلامی لندن، موسسه مطالعات اسلامی آکادمی پاریس، مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه برلین، مرکز مطالعات اسلامی و عربی دانشگاه ملبورن و دانشگاه ملی استرالیا و دهها مرکز تحقیقات اسلامی در آمریکا و کانادا و آلمان و000 در این گونه مراکز، مستشرقین اسلامشناس و گروهی از خاورشناسان در موضوعات علوم مختلف اسلامی، به مطالعه و تحقیقات متعددی مشغول میباشند. اما در این بین قرآن کریم، به عنوان منبع اصلی شریعت اسلامی، توجه و اهتمام خاص همه خاورشناسان را به خود جلب نموده است و هماکنون موضوع اصلی پژوهشهای متعددی را به خود اختصاص داده است.
9- برای مطالعه بیشتر میتوانید به کتاب «مقایسهای بین تورات، انجیل، قرآن و علم) نوشته بوریس بوکای انتشار نشر فرهنگ اسلامی از صفحه 183-281 مراجعه نماید.
10- چنانکه برخی از آیه 40 سوره یس که وجود مدار مخصوصی برای خورشید و ماه بیان مینماید و خورشید را در حال حرکت میداند تصور میکردند که قرآن با دیدگاه بطلمیوسی و محوریت زمین موافق است و آن را یک نقص علمی میدانستند اما پس از کشف حرکت کل منظومه شمسی و خورشید مشخص شد که قرآن حقیقت صحیح را بیان کرده است.
کتابشناسی مآخذ
1- دوستخواه، جلیل، ترجمه اوستا، تهران، انتشارات مروارید 1377 ش
2- بهار، مهرداد، ادیان آسیایی، تهران، نشر چشمه، 1375ش
3- (کشیش) خاچیکی، سارو ترجمه عهد عتیق(the living bible)، تهران، انتشارات عهد جدید، سال 1375
4- بوکای، موریس، مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه ذبیحالله دبیر، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، سال 1374 ش
5- باشر، رژی، کتاب در آستانه قرآن(ترجمه محمود رامیار)، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1376ش، بخش گردآوری قرآن
6- کمیجانی، داود، گزارشی توصیفی از کتب مقدس، تهران، سازمان چاپ نشر ارشاد، سال 1384
7- ویر، رابرت(ویراستار کلی)، جهان مذهبی(ادیان در جوامع امروز)، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1374ش
8- صالح، صبحی، کتاب مباحثی در علوم قرآن، ترجمه دکتر محمدعلی لسانی فشارکی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1379ش.
این امر، یک اصل معقول است زیرا اگر ادعا آن باشد که متون این کتب، وحی الهی بوده و از جانب خداوند، (خالق این عالم فیزیکی)، نازل(بیان) شده باشد، حتماً باید با یافتههای مسلم علمی، مطابقت داشته باشد. چون هیچکس از خالق به مخلوق خویش آگاهتر نیست و این قابل قبول نخواهد بود که وحی الهی با مسلمات علمی و یافتههای متقن پژوهشهای انسانی مغایرت داشته باشد و گر نه باید قائل شویم که یا خالق جهان در شناخت مخلوقاتش دچار اشتباه گردیده و یا ماهیت دنیا دگرگون گشته است و هر دو این احتمالات، غیرمعقول هستند. سنت آگوستین مشهورترین پدر روحانی لاتینی در مسیحیت در قرن پنجم، در خصوص ضرورت تطبیق متون کتب مقدس با دادههای علمی جدید، در نامه شماره 82 خود، صریحاً این اصل را بیان نموده و بر آن صحه گذارده است.
اینک در این مقال تلاش میشود تا با بررسی چهار کتاب مقدس اوستا، عهد قدیم، عهد جدید و قرآن، که مورد وثوق خیل کثیری از انسانهای جهان امروز میباشند با دیدی تطبیقی، میزان مطابق تعالیم و مطالب ارائه شده در هریک را با یافتههای علمی جدید، ارزیابی نماییم تا ارزش و حقانیت هریک مشخص گردد.
اوستا و حقایق قطعی علوم تجربی
شاید مقایسهای بین اوستا و دانش جدید(دانش قطعی علوم تجربی) چندان قابل فهم به نظر نرسد، اما اگر معتقد باشیم که اوستا یک کتاب مقدس است و حاوی معارفی مسلم از حقایق هستی میباشد طبعاً باید بین آنچه که در آن از حقایق هستی بیان شده با آنچه هم اکنون از یافتههای مسلم علمی به دست آمده است تطبیقی وجود داشته باشد وگرنه باید قائل شویم که یا ماهیت دنیا دگرگون شده است و یا خالق جهان در شناخت آنچه خلق نموده دچار اشتباه گردیده است.
از بررسی اجمالی اوستا میتوان دریافت که متون اوستایی در این تقابل چندان موفق نیست. مخصوصاً در مورد احکامی که در نسک وندیداد از زبان اهورا مزدا که سرور خرد نامیده شده بیان گردیده است. در اینجا به شواهدی اشاره میشود.
1- دوگانگی موجودات در جهانشناسی زرتشت
الف: در یک تصویر کلی، آنچه از جهانشناسی زرتشتی در اوستا، به دست میآورد این است که جهان هستی، مخصوصاً جهان مادی، از مجموعهای دوپاره تشکیل یافته است. این تفکیک بر اساس جناحبندی ارزشی میباشد که بین پیروان اهورامزدا و پیروان اهریمن برقرار است. این جناحبندی در بین موجودات صفوف معین و منظمی به وجود آورده است. هریک از این دو گروه از راه خود و از تعالیم ربالنوع خود پیروی مینمایند. پیروان«اشه» (نیکی) از اهورامزدا و پیروان«دروج» (پلیدی) از اهریمن مطابعت میکنند. این تفکیک و صفآرایی در بین موجودات جهان(چه مینوی و چه گیتوی) کاملاً مشهود است و هر گروهی در پی تسلط بر دنیا میباشند.
اما این دوگانهگرایی، در باورهای علمی کنونی چندان مورد تایید نیست. یکپارچگی موجودات دنیا و ارتباط معقول بین آنها (مانند زنجیره غذایی و اکوسیستمهای زیستی) از یافتههای مسلم علمی است و با جناحبندی موجودات مخصوصاً در مورد حیوانات به پیروان اهورامزدا و پیروان اهریمن، سازگار نیست. مانند تفاوت و تغایری که بین گاو و سگ که از موجودات نیکو در اوستا میباشند و یا سگ آبی که پاکترین همه سگان و حلقه پیوند میان خدا و سگان محسوب میگردد با حیواناتی مانند خارپشت که بسیار بدسرشت بوده و ماهیتی اهریمنی دارد.
ب: در جهانبینی زرتشتی، جهان هستی از لحاظ ماهیتی از دو مجموعه متفاوت تشکیل شده است که یک قسمت آن مادی به نام گیتی و یک قسمت آن روحانی میباشد که مینو نامیده میشود. هر یک از این دنیاها دارای موجودات متعددی هستند.1
در عالم گیتی موجودات مادی مانند انسان و دیگر موجودات هستی زندگی میکنند و در عالم مینو موجودات روحانی مانند امشاسپندان(فرشتگان مقرب) و ایزدان(فرشتگان کارگزار) و دیوان(جنود اهریمن) وجود دارند که تمام امورات جاری در جهان از کارکرد آنها نشأت میگیرد این بدین معناست که:
اولاً عوامل طبیعی جای خود را به کارکرد موجودات مینو مانند امشاسپندان و ایزدان در امور خیر و دیوان اهریمنی در امور شر داده است. در حالی که این امر با اصول مسلم فلسفی مانند سنخیت علت و معلول و ضرورت علی و معلولی کاملاً در تغایر است.
ثانیاً تعارض کارکرد آنان با یکدیگر مخصوصاً بین امشاسپندان و دیوان، عرصه حیات را به صحنه مبارزه دائمی و مستمر بدل نموده است که با یافتههای علمی کنونی قابل تصور نیست. البته شاید در یک دید عوامانه برخی پدیدهها شر و برخی خیر لحاظ گردند لیکن علم تجربی متقن، اذعان دارد که همه رویدادهای طبیعی ساختاری یک سویه و وجودی ضروری دارند و تماماً از عوامل طبیعی و قابل پیشبینی برخوردار هستند. از دید علمی وقوع پدیدههای به ظاهر ناگوار، مانند زلزله، آتشفشان، سیل و امثال آن، برای حیات جهان و موجودات آن لازم و ضروری مینماید.
2- اطلاعات ناصحیح از عالم هستی و طبیعت
الف: بنابر آنچه که از اوستا و اسطورههای آن برمیآید، تاریخ جهان تنها بر دوازده هزار سال محدود میگردد که در سه هزار سال اول اهورامزدا به خلقت مینویی(روحانی) جهان پرداخته و امشاسپندان و ایزدان مینوی را خلق نموده است و سپس به آفرینش جهان مادی: آسمان، آب، زمین، گیاه، حیوان و مردم پرداخته است. در سه هزار سال دوم، اهورامزدا برای مینوهای جهان مادی، تن(جسم) آفرید و ..... اما این در حالی است که یافتههای علمی ثابت ساخته که حداقل5/4 میلیارد سال از تولد منظومه شمسی و زمین میگذرد. لذا به هیچ عنوان نمیتوان بر دادههای اوستایی در این خصوص اعتماد نمود.
ب: از امثال اینگونه مطالب در اوستا کم و بیش دیده میشود. مثلاً در نسک یشتها از قول اهورامزدا میخوانیم که: ای سپیتمان زرتشت! نخستین کوهی که از زمین برکشیده شد، البرز بلند است که همه سرزمینهای باختری و خاوری را فراگرفته است.
اما این امر با دادههای زمینشناسی مطابقت ندارد چون اگر منظور کل کره زمین باشد کوههای متعددی یافته شده است که بسیار کهنتر و قدیمیتر از کوه البرز میباشد. چنانکه بنا بر یافتههای زمینشناسی، در دوران سنوزوئیک به دلیل آتشفشانهای فراوان در روی زمین، کوهزایی شدید پدید آمد و پیدایش نهایی پستیها و بلندیها در فلات ایران نتیجه فعالیتهای اواخر میان دوره ترشیاری از دوران سنوزوئیک است. رشته کوههای البرز و زاگرس در این دوره شکل گرفتند (پیش از تاریخ ایران، حمید خطیب شهیدی) و حتی اگر منظور از عبارت «این زمین» سرزمین ایران باشد که بعید به نظر میرسد باز در فلات ایران و آسیای میانه کوههای کهنتر از این کوه وجود دارد.
3- احکام غیرمعقول و مغایر با علم
در اوستا، احکام غیرمعقول و غیرعلمی دیده میشود که بطلان آن از لحاظ یافتههای علمی جدید، محرز است مانند اینکه «ادرار گاو نر از مطهرات است و کثافات مرده مانند بول و منی ... اشیا را پاک میکند.» یا اینکه «کسی که مرده حیوانی را نزدیک آتش ببرد برای همیشه نجس میشود.» (اوستا، وندیداد، فرکرد7)از اینگونه احکام در نسک وندیداد که یکی از مهمترین بخشهای اوستا و شالوده شریعت زرتشتی میباشد، نمونههای متعددی وجود دارد.
عهد قدیم و میزان مطابقت آن با علم
در این خصوص بوریس بوکای محقق فرانسوی میگوید: اصولاً تعداد کمی از موضوعاتی که در عهد قدیم مورد شرح و بسط قرار گرفتهاند، این امکان را دارند که با دادههای دانش جدید مورد مقایسه قرار گیرند، اما در آن مواردی که با ناسازگاری عهدین و علم مواجه میشویم، مربوط به مطالبی میشود که میتوان آنها را مهم دانست. از نظر منطقی میتوان در عهدین تعداد قابل ملاحظهای تضادها و دوری از حقیقتها را بیرون کشید اما آشکارترین ناهماهنگیها با دانش نو، در تورات2 در سفر تکوین یا پیدایش وجود دارد و مربوط به سه نکته اساسی زیر میباشند:
- آفرینش جهان و مراحل آن
- تاریخ آفرینش جهان و تاریخ پیدایش انسان روی زمین
- داستان طوفان نوح علیهالسلام
در اینجا به دلیل رعایت اختصار تنها به یکی از این اختلافها اشاره مینمایم.
1- تاریخ خلقت عالم و تاریخ پیدایش انسان روی زمین
بوکای3 میگوید که «تقویم یهودی که موافق با دادههای عهد قدیم تدوین شده خلقت عالم و انسان را با دقت تعیین نموده است. نیمه دوم سال میلادی مسیحی 1975 مطابق با آغاز پنجهزار و هفتصد و سی و ششمین سال پیدایش جهان است. انسان که خلقتش چند روز بعد (از عالم) است همان قدمت را در تقویم یهودی دارد در این زمانبندی یهودی، خلقت عالم حدود 37 قرن پیش از میلاد مسیح میباشد. اما دانش نو زمان ایجاد منظومه شمسی را چهار و نیم میلیارد سال پیش تخمین میزند. همچنین خلقت انسان که طبق دادههای علمی بسیار پس از خلقت هستی و حتی زمین بوده است نشاندهنده فاصله زمان فاحشی بین دادههای وحیگونه تورات و یافتههای علمی است. این مسئله در خصوص فاصله تاریخی از آدم تا ابراهیم و از ابراهیم تا مبدأ مسیحی نیز وجود دارد. 4
2- برتری یک نژاد بر دیگر مردمان عالم
کتابهای مقدس عبری تماماً بر تفاوت و برتری قوم بنیاسرائیل نسبت به دیگر اقوام مردم دنیا تاکید دارد، این امر آنچنان جدی و قطعی لحاظ گردیده که در شالوده جهانبینی آنها از جایگاه اساسی برخوردار گشته است. حتی هماکنون نیز این تصور عامل بروز بسیاری از جهتگیریهای سیاسی و نظامی صهیونیستهای یهودی میباشد. در صورتی که این دیدگاه نه تنها مورد تایید ادیان دیگر مخصوصاً اسلام نمیباشد5 بلکه از هیچ پشتوانه علمی نیز برخوردار نیست و هیچ تحقیقات علمی بر این امر صحه نگذارده و نمیگذارد.
عهد جدید و حقایق قطعی علم تجربی
چنانکه اشاره شد هرچند سنت آگوستین در نامه شماره 82 خود صریحاً در خصوص ضرورت تطبیق متون کتب مقدس با دادههای علمی جدید تاکید نموده است. اما آباء کلیسا با توسعه علم، به مرور وجود اختلافاتی را بین کتاب مقدس و یافتههای علمی مشاهده نمودند که به هیچ عنوان با یکدیگر قابل جمع نبوده و نیستند. لذا تصمیم گرفتند که دیگر به هیچ وجه، مقارنتی بین علم و کتب مقدس به عمل نیاورند. این رویکرد به مرور وضع دشواری پدید آمد و باعث گردید ایمان و علم از یکدیگر دور شده و در مواردی حتی در تعارض قرار گیرند. در این راستا در موارد بسیاری مفسران کتاب مقدس و دانشمندان رو در روی هم قرار گرفتند و همدیگر را تکفیر نمودند؛ مانند برخورد کلیسا با گالیله و کپرنیک.
البته باید تذکر داد که در انجیل6 عبارات خیلی کمی یافت میشوند که امکان مطابقت با دادههای دانش نو را ندارند. از بارزترین این تناقضات در انساب عیسی علیهالسلام است. بوکای میگوید: من شخصاً با کمال میل باور میکنم که عیسی علیهالسلام توانسته باشد جذامی را شفا بخشد ولی نمیتوانم قبول نمایم و متنی را معتبر تلقی کنم که فقط 20نسل بین انسان نخستین و ابراهیم قائل است. این مسائل شارحان مسیحی را بینهایت به زحمت انداخته است زیرا از اینکه به وضوح حاصل تخیل بشری را ببینند امتناع میورزند. همین تخیل بشری که سابقاً الهامبخش مصنفان روحانی سفر «پیدایش» بوده است، در قرن چهارم پیش از میلاد نیز برای نسبنامههایشان در مورد آدمیان اولیه، موجب الهامگر متی و لوقا- در مورد آنچه که از عهد قدیم اقتباس کردهاند- شده است.
اساساً نسبنامههای مربوط به مردان در مورد عیسی هیچ مفهومی ندارد. اگر میبایستی نسبنامهای به عیسی نسبت داد که از لحاظ زیستشناختی بدون پدر بوده است. باید این نسبنامه به مریم نسبت داده شود چون عیسی پسر منحصر به فرد مریم تلقی میشود.7
علاوه بر این تضادها بوکای موارد متعددی را در حکایات اناجیل ذکر میکند که دور از حقیقت مینمایند. مانند روایات مصائب مسیح، ظهور متعدد عیسی پس از مرگ و برخاستن او از قبر و ... که جهت رعایت اختصار از ذکر آن چشمپوشی مینمایم.
قرآن و حقایق قطعی علم تجربی
در این عرصه قرآن جایگاه منحصر به فردی دارد. هیچ کتب مقدسی مانند قرآن با علم و یافتههای مسلم آن مطابقت ندارد. آیات متعددی در قرآن وجود دارد که به جزئیات عالم هستی پرداخته و اطلاعات علمی خاصی درباره آنها بیان داشته است. قرآن پژوهان اسلامی و حتی غیراسلامی در تحقیقات خود بارها به شرح و تطبیق اینگونه آیات با یافتههای علمی معاصر پرداختهاند.8
قرآن پژوه مسیحی دکتر بوریس بوکای در کتاب خود به نام مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم در این خصوص بیان میدارد که: مطابقت متون کتب مقدس با دادههای علمی، همواره برای انسان یک موضوع قابل تفکر بوده است. عقلاً مطابقت بین کتب مقدس و علم، عنصر لازمی برای اصالت متون مقدس میباشد. زیرا نمیتوان پذیرفت که یک وحی خداوندی امری کاملاً ناصحیح را بیان کند. وگرنه منطقاً باید به ساختگی بودن عباراتی از کتاب مقدس که پدیدههای غیرقابل علم را شرح میدهند رأی داد.
وی در بیان دیگر میگوید: من بدون هیچگونه پیش داوری و با واقعبینی تمام وحی قرآنی را جهت بدست آوردن درجه سازگاری آن با دادههای دانش نوین، بررسی کردم. از طریق ترجمهها میدانستم که قرآن هرگونه پدیده طبیعی را متذکر میگردد لیکن جز اطلاع مختصری از آن نداشتم. با بررسی بسیار دقیق متن عربی، صورتی از آنها تهیه کردم و در پایان برایم روشن شد که قرآن هیچ مطلبی را که از نظر علمی عصر جدید، انتقادپذیر باشد، ندارد.
برای تفهیم بیشتر شاهد مثالهایی از آیات قرآن میآوریم که در آن به جزئیات حقایق علمی اشاره و یا توجه شده است.
- عدم خلل در آسمانها و زیور بودن ستارگان برای آن(سوره ق،6)
- خلقت آسمان، بدون ستون(سوره لقمان،10)
- گرانش(جاذبه) و نظم حرکت ماه و خورشید(الرحمن،5 و ابراهیم،33 و زمر،5)
- وجود مدار مخصوصی برای خورشید و ماه(یس،40)
- تکامل جهان و حرکت کل منظومه شمسی(یس،38)
- انبساط جهان(ذاریات،47)
- حرکت زمین و بستر زندگی(طه،53 و34)
- بیان اکوسیستم آبرسانی در دنیا(ق،9-11)
- بادها عامل باروری ابرها(مومنون،18 و فاطر،9)
- اثر ارتفاع بر تنفس(انعام،125)
- الکتریسیته جوی(رعد،12و13 و نور،43) و بسیاری از حقایق دیگر.
باید توجه داشت که بسیاری از این حقایق هستیشناسانه(فیزیکی) در زمان نزول قرآن، شناخته شده نبودند و بیان آنها در 1400 سال قبل کاملاً جنبه اعجاز داشته است. علاوه بر این آیات قرآن حقایق شگرف دیگری را بیان میدارد که علم درباره آنها، هنوز سخنی ندارد، حقایق مانند تسخیر فضا، موجودات فضایی، تعدد جهانها(الفرقان،61) و... 9
این ویژگی واقعگرایانه تعالیم قرآن و توجه به جزئیات عالم هستی، خود گواهی بر کاربردی بودن آن نیز میباشد که بحث مستقلی میطلبد.
نتیجه
قرآن کلمه نهایی حق است که ثابت و تغییرناپذیر میباشد. کلام آن حقیقتی قطعی، مسلم و مصادف با واقع است. به گونهای که آیات آن هیچگاه مورد نقض یافتههای علمی قرار نمیگیرد و هیچگونه اشتباه در حقایقی که بیان مینماید وجود ندارد. اگر هم به ظاهر بعضی آیات و معارف آن با برخی باورهای کنونی علمی تفاوت یا تزاحم دارد، یا به دلیل عدم درک دقیق مفهوم آیات است و یا هنوز ضعف علمی در آن نظریه وجود دارد.10 البته علمای قرآنشناس و مفسرین آن، بارها با بیان مصادیق تاریخی و تحلیلی، شواهدی را در اثبات این امر ارائه نمودهاند که در اینجا مجال ذکر آن نیست.
اصولاً تعالیم اسلام بر خلاف یهودیت و مسیحیت همواره تاکید داشته که بین دادههای کتاب مقدس(قرآن) و پدیدههای علمی توافق کامل وجود دارد و بررسی متن وحی قرآن در عصر جدید هم باعث تجدیدنظر در این امر نشده است.
هرآنچه در این قرآن از حقایق هستی ذکر شده است از نظر علمی انکارپذیر نمیباشد و این امر با سختگیری قرآن که همواره دستور میدهند در تشخیص حقایق و صحت مطالب(احادیث) به علم و عقل رجوع شود، تاکیدی موکد میباشد.(گزیدهای از مقدمه بوریس بوکای)
پینوشتها
1- البته این تقسیمبندی در کتب آسمانی دیگر(مخصوصاً قرآن) نیز وجود دارد و موجودات مجرد از ماده(روحانی) در عالم«غیب» و موجودات مادی در عالم «شهود» وجود داشته و کارکردهایی مخصوص خود دارند، اما این بدان معنا نیست که کارکرد عوامل طبیعی در بروز پدیدههای طبیعی نادیده گرفته شود.
2- لازم به ذکر است که در این جا جهت اختصار تنها به بررسی بخش تورات پرداخته شده است. چون اصیلترین بخش عهد قدیم تورات است. (در قرآن نیز تنها به تورات اشاره شده نه به بخشهای دیگر عهد قدیم) هرچند بخشهای دیگر نیز دارای مطالب غیرمعقول و غیرعلمی متعددی هستند. 3- دکتر بوریس بوکای، یکی از محققین فرانسوی مسیحی میباشد که در خصوص کتب مقدس ادیان تحقیقات گستردهای داشته است. وی در عین حال که یک پزشک جراح است. یک قرآنپژوه مسیحی فرانسوی نیز میباشد. او پس از آموختن کامل زبان عربی به بررسی دقیق و کامل قرآن پرداخت و با مطالعه تطبیقی که بین تورات و انجیل و قرآن داشته است هریک را با یافتههای علمی روز مقایسه نموده و به نتایج جالب توجهی رسیده است.
4- برای مطالعه بیشتر و شناخت موارد دیگر میتوانید به کتاب مقایسهای بین تورات، انجیل، قرآن و علم نوشته بوریس بوکای انتشار نشر فرهنگ اسلامی از صفحه38-55 مراجعه نماید.
5- البته در قرآن بیان شده که قوم بنیاسرائیل قوم برگزیده بودهاند اما نه به این معنا که آنها برتری ذاتی و ارزشی داشتهاند بلکه آنها قوم مورد آزمون الهی بودهاند. قرآن انسانها را یکسان میداند و برتری هرکس را بر دیگری بر تقوای الهی بیشتر و نزدیکی به خداوند میداند.(حجرات/13)
6- لازم به ذکر است که آنچه به عنوان کتاب مقدس در عهد جدید مطرح است بنابر ماهیت آن تنها مختص به اناجیل میباید تلقی شود. در قرآن نیز تنها به انجیل اشاره شده نه به بخشهای دیگر عهد جدید مانند اعمال رسولان، نامهها و مکاشفات. این بخشها چندان ربط واقعی به کلام و بیان عیسی مسیح ندارند. در اینجا ما به بررسی اصیلترین بخش عهد جدید که همان اناجیل است بسنده مینماییم. هرچند بخشهای دیگر نیز دارای مطالب غیرمعقول و غیرواقعی و علمی متعددی هستند.
7- در اناجیل، عیسی از نوادگان داود و ابراهیم خوانده میشود. چنانکه در انجیل متی باب 1 بند 17-1 نسینامهای از ابراهیم تا داود و از او تا یوسف شوهر مریم نقل میگردد و در انتها نام مریم را ذکر کرده و عیسی را اینگونه نوه ابراهیم و داود میخواند.
8- از قرن نوزدهم میلادی، پس از آغاز تحقیقات علمی در خصوص دینشناسی، تحقیقات بسیاری درباره متن و تاریخ قرآن صورت پذیرفت، و این روند همچنان ادامه دارد چنانکه در جهان غرب و دنیای مسیحی کنونی مراکز علمی بزرگ و مهمی برای مطالعات اسلامی مخصوصاً در دانشگاههای مهم برپا گردیده است. مانند مرکز مطالعات اسلامی لندن، موسسه مطالعات اسلامی آکادمی پاریس، مرکز مطالعات اسلامی دانشگاه برلین، مرکز مطالعات اسلامی و عربی دانشگاه ملبورن و دانشگاه ملی استرالیا و دهها مرکز تحقیقات اسلامی در آمریکا و کانادا و آلمان و000 در این گونه مراکز، مستشرقین اسلامشناس و گروهی از خاورشناسان در موضوعات علوم مختلف اسلامی، به مطالعه و تحقیقات متعددی مشغول میباشند. اما در این بین قرآن کریم، به عنوان منبع اصلی شریعت اسلامی، توجه و اهتمام خاص همه خاورشناسان را به خود جلب نموده است و هماکنون موضوع اصلی پژوهشهای متعددی را به خود اختصاص داده است.
9- برای مطالعه بیشتر میتوانید به کتاب «مقایسهای بین تورات، انجیل، قرآن و علم) نوشته بوریس بوکای انتشار نشر فرهنگ اسلامی از صفحه 183-281 مراجعه نماید.
10- چنانکه برخی از آیه 40 سوره یس که وجود مدار مخصوصی برای خورشید و ماه بیان مینماید و خورشید را در حال حرکت میداند تصور میکردند که قرآن با دیدگاه بطلمیوسی و محوریت زمین موافق است و آن را یک نقص علمی میدانستند اما پس از کشف حرکت کل منظومه شمسی و خورشید مشخص شد که قرآن حقیقت صحیح را بیان کرده است.
کتابشناسی مآخذ
1- دوستخواه، جلیل، ترجمه اوستا، تهران، انتشارات مروارید 1377 ش
2- بهار، مهرداد، ادیان آسیایی، تهران، نشر چشمه، 1375ش
3- (کشیش) خاچیکی، سارو ترجمه عهد عتیق(the living bible)، تهران، انتشارات عهد جدید، سال 1375
4- بوکای، موریس، مقایسهای میان تورات، انجیل، قرآن و علم، ترجمه ذبیحالله دبیر، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، سال 1374 ش
5- باشر، رژی، کتاب در آستانه قرآن(ترجمه محمود رامیار)، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1376ش، بخش گردآوری قرآن
6- کمیجانی، داود، گزارشی توصیفی از کتب مقدس، تهران، سازمان چاپ نشر ارشاد، سال 1384
7- ویر، رابرت(ویراستار کلی)، جهان مذهبی(ادیان در جوامع امروز)، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1374ش
8- صالح، صبحی، کتاب مباحثی در علوم قرآن، ترجمه دکتر محمدعلی لسانی فشارکی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، سال 1379ش.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 23:4 توسط فدایی سید علی
|
مهم ترین برهه و زمان و مکانی که تبلیغ آن جا معنا می دهد، جایی است که فتنه وجود داشته باشد. بیشترین زحمت در صدر اسلام و در زمان پیغمبر، زحمات مربوط به منافقین بود. بعد از پیغمبر، در زمان امیر المومنین (ع) زحماتی بود که از درگیری و چالش حکومت اسلامی با افرادی که مدعی اسلام بودند، به وجود می آمد. بعد هم همین جور؛ دوران غبار آلودگی فضا. و الّا آن وقتی که جنگ بدر هست، کار، دشوار نیست؛ آن وقتی که در میدان های نبرد حاضر می شوند، با دشمنانی که مشخص است این دشمن چه می گوید، کار دشوار نیست.